عبدالله مستوفى
266
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
مفخم الدوله از آن اشخاص باهوش بود كه با نديدن هيچ مدرسه و نخواندن هيچ درس منظم ، تنها از شنيدن در مجالس و محافل و روزنامهخوانى ، همهچيز را تا اندازهاى آموخته و بسيار خوشصحبت بود . فارسى را خوب و تند و بىغلط انشاء و املائى مينوشت . در نوشتن و بستن مراسلات فرانسه هيچ زحمت فكر به خود نميداد و در ظرف چند دقيقه پيش - نويس مراسله را بدون قلمخوردگى زياد حاضر و خود پاكنويس ميكرد . لا محاله روزى پنج شش كاغذ دوستانه و شخصى به اطراف عالم مىفرستاد ، بزرگترين كارها در نظر او بسيار ساده بود ، براى خود لله و پيشكار اتخاذ نميكرد و حتى به حساب آشپزخانهء خود هم رسيدگى مينمود و روزبروز طلب وكيل خرج را از كيف بغل خود تا آخرين دينار ميپرداخت . با زيردستان خود بسيار مؤدب و با رفاقت و دوستى آنها را به خود جلب ميكرد . اگر هم با كسى ميخواست كار نكند ، هيچوقت او را فداى خيال خود نكرده تا براى او فكر بهترى نميكرد ، بيهوده صابون زير پاى او نميماليد . خيلى بجلال و جبروت معتقد نبود ، بريج را بسيار خوب بازى ميكرد و مجلسآرائى او به حد كمال و در اين تاريخ به نظر من پنجاه ساله بود « 1 » .
--> ( 1 ) - در دربار سابق روسيه رسم بود كه وقتى سفيركبير اعتبارنامهء خود را بامپراتور تقديم ميكرد ، روزى را بايد براى پذيرائى سران و بزرگان كشور و نمايندگان سياسى كه در دربار روسيه بودند معين كند و كارتهائى به اين مضمون : « چون سفير كبير دولت . . . اعتبارنامههاى خود را باعليحضرت امپراطور تقديم داشته با كمال احترام به اطلاع آقاى . . . مىرساند كه در ساعت . . . روز . . . براى پذيرائى حاضر خواهد بود » كسانى كه حق داشتند از اين دعوتنامه دريافت نمايند ، بموجب صورت معينى از طرف وزارت تشريفات دربار روسيه بسفارت ميزبان داده ميشد . هيئت نمايندگان سياسى را خود سفيركبير بر آنها اضافه كرده تقريبا هزار تا از اين كارتها براى بوميان و نمايندگان سياسى مىرفت . سفير كبير ، اگر زن داشت با خانمش ، در يكى از اطاقهاى نزديك بمدخل كه در ديگرى براى خروج داشت مىايستاد ، در پلههاى عمارت مأمورين تشريفات روسيه ايستاده بودند ، واردين با لباس تمام رسمى بايد باشند ، دم در اطاق سفير كبير يكى از مأمورين ورود آنها را با صداى بلند و تمام القاب ذكر ميكرد ، وارد با سفير كبير و خانمش دست ميداد و از در ديگر خارج شده بساير تالارها ميرفت . در يكى از تالارها بارى گسترده شده انواع مأكول در طبقات آن چيده بودند ، هر ظرفى كه خالى ميشد ، بظرف پروپيمان از همان جنس تبديل ميگشت ، بطوريكه هميشه به نظر چنين ميامد كه بار دستنخورده است . نمايندگان سياسى در اين پذيرائى ، نظر بهمقطارى ، تاحدى صاحبخانگى داشتند و از واردين بومى مثل اعضاى سفارت ميزبان پذيرائى ميكردند . بخصوص جوانها اگر به آشنايان خود كه مسلما در اين مجلس زياد بودند برخورد ميكردند ، از دوست گرفتن سرخيارستان غير كوتاه نميآمدند و تلافى مهماننوازى آنها را در اين تعارف بيخرج بيرون مىآوردند . كنت برچيلد كه بعدها قبل از جنگ جهانى اول صدراعظم آلمان هم شد ، در اين وقت مردى پنجاه شصت ساله و به سمت سفارت كبرى مأمور پطرزبورغ شده بود و زن جوان بسيار زيبائى داشت كه هيچكس بيش از بيست و پنجسال به او نميداد . مفخم الدوله گويا در موقعى كه به سمت مأمور اعلان تاجگذارى محمد على شاه ببرلن رفته بود ، با او آشنا بود . سفير كبير بعد از يكساعتى كه ته واردين بالا آمد براى تفقد از مهمانان خود